سلامـ

خب من دیروز برگشتم اما نتونستم بیام نت...
موندم از کجا شروع کنم؟زنجان بمونه واسه اپ بعدی اخه فردا باز قراره برم زنجان

از اینم که تو این مدت فراموشم نکردید خیلی ممنونم دیگه اسم نمیارم همتون گلید

گواهی نامه شرکت کردم روز اول دخترو پسر با هم بودیم اما بعد جدامون کردن دیروز رفته بودم کلاسش مربی میگفت 30 تا سوال بهتون میدیم چهار گزینه ای تیک نمیزنید ضربدر نمیزنید الکی سیاه نمیکنید اشتباه کردید دیگه نمی تونید پاک کنید و دوباره بزنید کلی توضیح داد دیگه داشتم به عقل خودم شک میکردم اخه واسه چی اینقدر توضیح میده

اخر کلاس گفت کسی سوال نداره؟؟؟

یکی بلند شد گفت ببخشید این امتحان تشریحیه؟؟؟

خوب شد دخترا نبودن اخه یکی نیست یگه(سانسور)اونجا بود که فهمیدم این مربیا چه کار سختی دارن.روز اول که دخترا بیشتر سوتی میدادن نمیدونم اونا چطور می خوان قبول بشن.مربی می گفت می خوایم رکورد بزنیماا بخونید همیشه از 30 نفر 5 نفر قبول میشن این بار می خوام 6 نفر قبول بشم

راستی دیروز کنکور خیلی حال داد

داخل دانشگاه ازادهههههه(بوق)برگزار شد

باور کنید 70 درصدشون دختر بودن

سرم درد گرفت نمی دونید چقدر سروصدا میکردن داشتیم میرفتیم داخل یه دفعه یه دختره جیغ کشید

ترسیدم همه برگشتن نگاه کردن دیدن دوتا دختر همو بغل کردن فکر کنم خیلی وقت بود همو ندیده بودن خجالت نکشیدناااااا شروع کردن به رو بوسی اون همه ادم دارن نگاه میکنن عجب پرو بودن

اما چه فایده به نظر من دخترا 10درصدشون قبول میشن اما پسرا 90 درصدشون

برای این گفتم دلیل دارماااااااا.

ما رفتیم سرکلاس نشستیم شانس اوردیم داخل کلاس بودیم اخرای امتحان مغز مراقبو خوردن از بس بهش گفتن کمک کن

مراقب بلند شد گفت کی درست نوشته؟مطمئنه؟یکی گفت من چندتاشو مطمئنم درسته گفت بلند شو اروم بخون بقیه بنویسن من جلو در ایستادم گفتم ساکت دیگه نخون بشین

خلاصه نزدیک به 20تاشو گفت بچه ها زیاد سروصدا کردن مراقب گفت پدر سوخته ها پدرمو دراوردید گم شید بیرون زود بعد اروم شد اما دیگه نزاشت کسی بلند شه بخونه فقط اجازه داد از روی هم دیگه نگاه کنیم من 70تاشو خودم زدم 20تاشو پسره گفت شد 90تا چندتا هم از بچه ها نگاه کردم 110 تا اینا نوشتم.اگه از اول اجازه میداد 190تاشم ج میدادیم اما وقت تموم شد

وای حالا از سنجش نیان این خاطرات منو بخونن پدر مراقبو دربیارن؟؟نه دیگه من گفتم دانشگاه (بوق)

امروز رفته بودم دانشگاه امتحان بدم دوتا سوال داده بود تصویری خیلی راحت بود 20 دقیقه نکشید همه بلند شدن...رفتم کنار اتوبان وایستادم دوتا دانشجو نگه داشتن سوار شدم از اون خر پولا بودناااااا عوارضی چک 50 تومنی میداد یارو میگفت خورد ندارم نمیگرفت رد میشدیم
اصلا از این به بعد با خودم دست چک میبرم یه چک یک میلیونی میدم تا ازم عوارضی نگیره
بدبختی من شانس ندارم 10 میلیون هم بدم خورد میکنه 1000 تومنو درمیاد
یکیشون تو راه داشت با گوشی حرف میزد میگفت عروسکم مگه دیشب قرار نشد امروز بیای خونمون؟؟ما کلی بحث کردیم تو هم قبول کردی پس چرا زدی زیرش؟از چی میترسی؟و (سانسور)با خودم گفتم توف به گور بابات معلوم نیست می خواد چه بلای سرش بیاره البته معلوم بودااا دیگه واضح داشت میگفت

عجب ادمای پیدا میشن (تک خور)

دوستشم میگفت بلخره موخشو زدی راضیش کردی؟دمت گرم

اینا خانوادتن اینجورین خواهرشم

اصلا بیخیال زشته ادامه نمیدم بد اموزی داره

تو راه بنزین سوپر زدن

با خودم گفتم بعضی خانوادها سالی یک بارم مسافرت نمیرن وقتی هم میرن صبر میکنن یه چند لیتر تو کارتشون داشته باشن بعد میرن.

اون وقت اینا اصلا نمی دونن سهمیه چی هست

خلاصه تو راه یکم حرف زدیم دانشگاه ازاد ابهر درس می خوندن.من موندم چرا مسافر سوار کردن؟

ترم 6 بودن اما 50 واحد بیشتر پاس نکرده بودن

یعنی ترمی 8 واحد...اما اونای که درس میخونن 4ترم 80 واحدو پاس میکنن میرن اینا نخبه بودن به قول خودشون

ادامه خاطرات تو اپ بعدی اگه تونستم امشب اپ می کنم اگه نکنه موند برای دوشنبه اخه فلدا قراره باز برم زنجان و دوشنبه برگردم
یا حق
امضاء:بیخیالـــ...>>>